من وتو, تو اجتماع هم نبودیم...



چه رسد به اشتراک



فردهم نبودیم...چه رسد به زوج



هیچ بودیم...نه جفت



اما...



پشت ستون اجبار تو را دیدم



در پرتوی نفس بریده ی عادت



زیر سایه ی آرزوی تکامل



در آغوش بی عشقی



در پناه سقفی از جنس عهدی مقدس



که نمیشد شکست



پیوند خوردیم



اشتراک من و تو تنها زندگی است



زندگی...